تبلیغات
خدایا ، دوست دارم - "کلیله و دمنه"

"کلیله و دمنه"


سگی از کنار شیری رد می شد چون او را خفته دید، طنابی آورد و شیر را محکم به درختی بست.
شیر بیدار که شد سعی کرد طناب را باز کند اما نتوانست. 
در همان هنگام خری در حال گذر بود، شیر به خر گفت: اگر مرا از این بند برهانی نیمی از جنگل را به تو می دهم.
خر ابتدا تردید کرد و بعد طناب را از دور دستان شیر باز کرد.
شیر چون رها شد، به خر گفت: من به تو نیمی از جنگل  را نمیدهم.
خر با تعجب گفت: ولی تو قول دادی.
شیر گفت : من به تو تمام جنگل را می دهم زیرا در جنگلی که شیران را سگان به بند کشند و خران برهانند، دیگر  زندگی کردن , ارزشی ندارد.

"کلیله و دمنه"


[ پنجشنبه 8 بهمن 1394 ] [ 09:14 ق.ظ ] [ Alipour ]