دعای

بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد
دعا, کبوتر عشق است بال و پر دارد


بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب

که روز گار بسی فتنه زیر سر دارد


بخوان دعای فرج را و نا امید مباش
بهشت پاک اجابت, هزار در دارد


بخوان دعای فرج را که صبح نزدیک است
خدای را شب یلدای غم , سحر دارد


بخوان دعای فرج را به شوق روز وصال!
مسافر دل ما نیت سفر دارد


بخوان دعای فرج را ز پشت پرده ی اشک
که یار گوشه ی چشمی به چشم تر دارد!

بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا
ز پشت پرده ی غیب به ما نظر دارد


بخوان دعای فرج را که دست مهر خدا
حجاب غیبت از آن روی ماه بردارد




[ چهارشنبه 3 شهریور 1395 ] [ 09:35 ق.ظ ] [ Alipour ]

امام حسین علیه السلام :

إنَّ حَوائِجَ النّاسِ اِلَیكُم مِن نِعَمِ اللّه ِ عَلَیكُم فَلاتَمَلُّوا النِّعَمَ ؛ 

امام حسین علیه السلام :

نیاز مردم به شما از نعمت هاى خدا بر شما است ؛ از این نعمت افسرده و بیزار نباشید .


[ پنجشنبه 28 مرداد 1395 ] [ 09:37 ب.ظ ] [ Alipour ]

موفق...

کسی موفق می شود که آنچه را شما فکر می کنید فردا انجام دهیدامروز انجام دهد!



[ یکشنبه 24 مرداد 1395 ] [ 11:43 ب.ظ ] [ Alipour ]

السلام عیک یا علی ابن موسی الرضا



[ یکشنبه 24 مرداد 1395 ] [ 11:38 ب.ظ ] [ Alipour ]

این عمر سبک سایه ی ما بسته به آهی ست دودی ز سر شمع پرید و نفسی رفت

فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت
دیدیم کزین جمع پرکنده کسی رفت
شادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگ
زین گونه بسی آمد و زین گونه بسی رفت
آن طفل که چو پیر ازین قافله درماند
وان پیر که چون طفل به بانگ جرسی رفت
از پیش و پس قافله ی عمر میدنیش
گه پیشروی پی شد و گه باز پسی رفت
ما همچو خسی بر سر دریای وجودیم
دریاست چه سنجد که بر این موج خسی رفت
رفتی و فراموش شدی از دل دنیا
چون ناله ی مرغی که ز یاد قفسی رفت
رفتی و غم آمد به سر جای تو ای داد
بیدادگری آمد و فریادرسی رفت
این عمر سبک سایه ی ما بسته به آهی ست 
دودی ز سر شمع پرید و نفسی رفت                     
   هوشنگ ابتهاج (ه . الف. سایه




[ شنبه 9 مرداد 1395 ] [ 09:40 ق.ظ ] [ Alipour ]

گرگ درون/ شعری از فریدون مشیری


 
گفت دانایى که گرگى خیره سر
هست پنهان در نهاد هر بشر
... لاجرم جارى است پیکارى بزرگ
روز و شب مابین این انسان و گرگ
زور بازو چاره این گرگ نیست
صاحب اندیشه داند چاره چیست
اى بسا انسان رنجور و پریش
سخت پیچیده گلوى گرگ خویش
اى بسا زور آفرین مردِ دلیر
مانده در چنگال گرگ خود اسیر
هرکه گرگش را دراندازد به خاک
رفته رفته مى‌شود انسان پاک
هرکه با گرگش مدارا مى‌کند
خلق و خوى گرگ پیدا مى‌کند
هرکه از گرگش خورد دائم شکست
گرچه انسان مى‌نماید، گرگ هست
در جوانى جان گرگت را بگیر
واى اگر این گرگ گردد با تو پیر
روز پیرى گرکه باشى همچو شیر
ناتوانى در مصاف گرگ پیر
اینکه مردم یکدگر را مى‌درند
گرگهاشان رهنما و رهبرند
اینکه انسان هست این سان دردمند
گرگها فرمان روایى مى‌کنند
این ستمکاران که با هم همرهند
گرگهاشان آشنایان همند
گرگها همراه و انسانها غریب
با که باید گفت این حال عجیب


[ جمعه 8 مرداد 1395 ] [ 11:14 ب.ظ ] [ Alipour ]

گفت هیچ

بزرگی را گفتند تو برای تربیت فرزندانت چه می کنی؟
گفت هیچ
گفتند:  پس چرا فرزندان تو چنین خوبند؟
گفت; من در تربیت خود کوشیدم, تا الگوی خوبی برای آنان باشم.
فرزندان راستی گفتار و درستی رفتار پدر و مادر را می بینند.
نه امر و نهی های بیهوده ای که خود عمل نمی کنند.
تخم مرغ اگر با نیروی بیرونی بشکند، پایان زندگیست؛
ولی اگر با نیروی داخلی بشکند، آغاز زندگیست.
همیشه بزرگترین تغییرات،
از درون شکل می گیرد.
درون خود را بشکن
تا شخصیت جدیدت متولد شود،
آنگاه خودت را خواهی دید



[ جمعه 8 مرداد 1395 ] [ 11:08 ب.ظ ] [ Alipour ]

منتهای دل نشین

حضرت موسی به عروسی دو جوان مومن و نیک سرشت قومش دعوت شده بود، آخر شب در هنگام خداحافظی عزرائیل را بر بالای خانه بخت و حجله عروس و داماد دید!!!
از او پرسید تو اینجا چه میکنی؟
عزراییل گفت امشب آخرین شب زندگی این عروس داماد است ماری سمی در میان بستر این دو جوان خوابیده و من باید در زمان ورود و همبستر شدن آنها در این حجله جان هر دو را به امر پروردگار در اثر نیش مار بگیرم . موسی با اندوه از ناکامی و مرگ این دو جوان نیکوکار و مومن قومش رفته و صبحگاهان برای برگذاری مراسم دعا و دفن آن دو بازگشت اما در کمال تعجب و خوشحالی عروس و داماد زنده و خندان از دیدن پیامبر خدا در حال بیرون انداختن جسد ماری سیاه دید!!! از خدا دلیل دادن این وقت و عمر اضافه به ایشان را پرسید؟ جبرییل نازل شد و گفت دلیل را خود با سوال از اعمال شب قبل ایشان خواهی یافت.
موسی از داماد سوال کرد دیشب قبل ورود بحجله چه کردند؟ جوان گفت وقتی همه رفتند گدایی=(سائلی) در زد و گفت من خبر عروسی شما را در روستای مجاور دیر شنیدم و تمام بعدازظهر و شب را برای خوردن و بردن یک شکم سیر از غذای شما برای خود و همسر بیمارم در راه بودم لطفا بمن هم از طعام جشنتان بدهید.
بداخل آمدم و جز غذای خودم و همسرم نیافتم غذای خود را به آن مرد گرسنه دادم خورد برایم دعای طول عمر کرد و گفت برای همسرم هم غذا بدهید او نیز چون من سه روز است غذای مناسبی نخورده است. با خجالت قصد ورود و بستن در را داشتم که همسرم با رویی خندان غذای خودش را بمرد داد و او در هنگام رفتن برای هردوی ما دعای طول عمر ،رفع بلا و شگون مصاحبت با پیامبر خدا در اولین روز زندگی مشترکمان را کرد و رفت.
وقتی قصد ورود بحجله را داشتیم مجمعه (سینی بزرگ و سنگین غذا از جنس مس ) از دست همسرم برروی رختخواب افتاد و باعث مرگ این مار سمی که در رختخواب مابود گشت، پس ما هردو دیشب را تا اکنون بعبادت گذارندیم و العجب شادی ما از اینست که دعای آنمرد بر شگون مصاحبت با شما نیز به اجابت رسید.
جبرییل ع فرمود ای موسی بدان صدقه و انفاق باعث رفع بلا و طول عمر شده این بر ایشان بیاموز و داستانشان برهمگان باز گو باشد که چراغی گردد بر خلق ما برای نیکی به دیگران و مصاحبت پیامبرانی چون تو در جنت

[ یکشنبه 13 تیر 1395 ] [ 01:59 ق.ظ ] [ Alipour ]

دعا

خداوند به حضرت موسی فرمود:
با زبانی که گناه نکرده ای مرا بخوان تا اجابت کنم"
حضرت موسی عرض کرد:
کدام زبان است که گناه نکرده!؟
فرمود: تو با زبان دیگران گناه نکرده ای،بگو برایت دعا کنند.

دوستان عزیزی که گذرتان به این جا می افتد، لطفا برایم دعای خیر کنید
                                   که سخت محتاجم


[ سه شنبه 8 تیر 1395 ] [ 12:31 ب.ظ ] [ Alipour ]

قــوی بـاش و نتــرس!

هــرگـاه بتــرسی، شکست می خــوری!
 تــرس از تنگدستی
 تــرس از شکست
تــرس هیچ قـدرتی برایـت به جـا نمی گذارد!

وقتی هراسانی، آنچه که از آن بیم داری را به سوی خود می کشانی…!
آنقدر قوی باش تا هر روز با زندگی روبه رو شوی…
زندگی یک مسابقه نیست
بلکه سفری است که هر قدم از مسیر آن را
باید لمس کرد چشید و لذت برد



[ یکشنبه 6 تیر 1395 ] [ 10:44 ق.ظ ] [ Alipour ]

از پروین اعتصامی

روزی گذشت پادشهی از گذرگهی
فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست
پرسید زان میانه یکی کودک یتیم
کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست
آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست
پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست
نزدیک رفت پیرزنی کوژپشت و گفت
این اشک دیده‌ی من و خون دل شماست
ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است
این گرگ سالهاست که با گله آشناست
آن پارسا که ده خرد و ملک، رهزن است
آن پادشا که مال ز رعیت خورد گداست
بر قطره‌ی سرشک یتیمان نظاره کن
تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست
پروین، به کجروان سخن از راستی چه سود
کو آنچنان کسی که نرنجد ز حرف راست


[ سه شنبه 1 تیر 1395 ] [ 03:39 ق.ظ ] [ Alipour ]

امام صادق علیه السلام :

گناهی كه نعمت ها را تغییر مى دهد ، تجاوز به حقوق دیگران است .
گناهى كه پشیمانى مى آورد ، قتل است .
گناهى كه گرفتارى ایجاد مى كند ، ظلم است .
گناهى كه آبرو مى بَرد ، شرابخوارى است .
گناهى كه جلوى روزى را مى گیرد ، زناست .
گناهى كه مرگ را شتاب مى بخشد ، قطع رابطه با خویشان است .
گناهى كه مانع استجابت دعا مى شود و زندگى را تیره و تار مى كند ، نافرمانى از پدر مادر است .
علل الشرایع ج 2 ص 584 ح 27




[ چهارشنبه 26 خرداد 1395 ] [ 11:05 ب.ظ ] [ Alipour ]

کمال هم نشین...



[ دوشنبه 3 خرداد 1395 ] [ 10:20 ق.ظ ] [ Alipour ]

عشق است بال پریدن همان که من دارم

ز کودکی خادم این تبار محترمم

چونان حبیب مظاهر مدافع حرمم

به قصد حفظ حریم حرم به پا خیزم

کنار لشکر عشاق حسین هم قدمم


                                               ((چو برکه ام که مرگ من همان سکون من است))



[ یکشنبه 2 خرداد 1395 ] [ 09:33 ق.ظ ] [ Alipour ]

شعر : سید محمد رضا حسینی

 پر کشیده روح ایمان در میان جمع یاران

شهر ما را کرده آذین شور جشن نیمه شعبان

ای که هستی ماه تابان یوسف در راه کنعان

سرزمین خاکی ما پیش پایت شد گلستان

عطر نرگس در میان کوچه ها امشب تنیده

 مژده ای یاران عاشق یوسف زهرا رسیده

عطر نرگس در میان کوچه ها امشب تنیده

مژده ای یاران عاشق یوسف زهرا رسیده

روحم از جان  دل بریده تا ثریا پر کشیده

ماه کامل شد نمایان انتظارم سر رسیده

پر کشیده دل به سویش سرکشیده ازسبویش

 چشم عاشق بسته احرام در طواف خال رویش

عشق یارب های من را سوی میخانه کشیده

مژده ای یاران عاشق یوسف زهرا رسیده

عشق یارب های من را سوی میخانه کشیده

مژده ای یاران عاشق یوسف زهرا رسیده

                       ((    با صدای محمدحسین حقیقی))



[ شنبه 1 خرداد 1395 ] [ 09:52 ب.ظ ] [ Alipour ]

یا صاحب الزمان



[ شنبه 1 خرداد 1395 ] [ 07:30 ب.ظ ] [ Alipour ]

کافیست مهربانی کنی

خوب بودن زیاد سخت نیست

کافیست مهربانی کنی

زبانت که نیش نداشته باشد و کسی را نرنجاند ، همین خوبیست ...

وقتی برای همه خیر بخواهی همین خوبیست ...

وقتی محبتـت بی منت باشد
وقتی عشق بورزی
وقتی زیبایی اشخاص را بـبـینی
وقتی خوبی هایشان را بـبـینی
همین خوبیست ...

مهم نیست که آدم ها چگونه اند

مهم نیست جواب سلامت را میدهند یا نه
تو سلام کن
سر به سر دلشان بگذار
شیطـنت کن
بـخند
همین خوبـیست ...

مهم این است که تو خوب باشی
آن ها روزی دلشان برای خوبی هایت تنگ می شود
باور کن ...



[ شنبه 25 اردیبهشت 1395 ] [ 06:17 ق.ظ ] [ Alipour ]

نمی دانم چه دردی از من دوا می کند....

می گویند :
یک روزی هست که چرتکه دست می گیرند ؛
و حساب کتاب می کنند! و آن روز تو باید تاوان
آنچه با من کردی را بدهی..
فقط نمی دانم ،
تاوان دادن آن موقع تو ؛ چه دردی از من دوا میکند!!!



[ جمعه 24 اردیبهشت 1395 ] [ 08:21 ق.ظ ] [ Alipour ]

ایا

هیچکس به ما یاد نداد عاشق شدن را...

این روزها سرزمینمان تشنه ی فهم است!
ببار ای آگاهی...

ظهور باید در جمجمه ها رخ دهد.

نه در جمعه ها...............!!!  تو انسان باش    نمیخواهد مسلمان باشی!

باخدایت هر روز حرف بزن شکرگزارش باش با زبان خودت خدا میفهمد حرفهایت را,
نترس خدا عرب نیست!

توحق کسی را نخور دلی را نشکن غمگینی را شاد کن مریض را مداوا

تو به اندازه ی توانت خوب باش و خوبی کن! بخدا خدا همینجاست  در دل تو در افکارت!

نه در دینت
نه در مذهبت
نه در نمازت...........

[ جمعه 24 اردیبهشت 1395 ] [ 07:58 ق.ظ ] [ Alipour ]

اندازه خوبی

هرگز ننشین مِتر بزن خوبىِ خود را

اندازه ىِ خوبى به ندانستنِ آن است.



[ جمعه 24 اردیبهشت 1395 ] [ 07:46 ق.ظ ] [ Alipour ]

......



[ چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 ] [ 07:47 ق.ظ ] [ Alipour ]

امیرالمومنین علی (ع) فرمود

بزرگترین و مهمترین تكلیف الهی نیكی به پدر و مادر است.
 میزان الحكمة  جلد 10 صفحه 709


[ سه شنبه 31 فروردین 1395 ] [ 03:18 ب.ظ ] [ Alipour ]

امام علی (ع) فرمودند

صبر در کارها همانند سر در بدن است ، همانطور که وقتی سر از بدن جدا شود ، بدن فاسد میشود ، هنگامی هم که صبر از کارها جدا شود کارها تباه میشود. 
بحارالانوار ، نشر کتابفروشی اسلامیه ، جلد 71 صفحه 73


[ سه شنبه 31 فروردین 1395 ] [ 03:07 ب.ظ ] [ Alipour ]

1395



[ پنجشنبه 27 اسفند 1394 ] [ 02:58 ب.ظ ] [ Alipour ]

اخرین پنجشنبه سال


خداونداااا
دوستانى دارم رسمشان معرفت وعشق ...
كردارشان جلاى روح
پس انگاه كه دست نیاز به سوى تو
میاورند پركن از انچه
مرام خدایى توست ...




[ پنجشنبه 27 اسفند 1394 ] [ 10:34 ق.ظ ] [ Alipour ]

امید به زندگی

تعدادی موش رو دانشمندان داخل یك استخر اب انداختند
تمامی موشها فقط ١٧دقیقه توانستند زنده بمانند و در نهایت خفه شدند!!!
دوباره دانشمندان با اینكه میدانستند موش بیش از ١٧دقیقه زنده نمی مانند تعداد دیگری موش رو به داخل
همان استخر انداختند و با علم ١٧دقیقه تا مرگ موشها
تمامی موشها رو قبل از ١٧ دقیقه از اب جمع كردند وتمامی انها زنده ماندند!!!!
موشها پس از مدتی تنفس و استراحت  دوباره به اب انداخته شدند !!!!!
حدس میزنید این بار چند دقیقه زنده ماندند؟
٢٦ساعت طول كشید تا انها مردند
انها به این امید كه دوباره دستی خواهد امد و نجات پیدا میكنند ،٢٦ساعت تمام طاقت اوردند !!!!!!
امید بهترین  و  بالاترین  قوه  محرك  زندگی  است !!!!
تمامی عاشقان كه به هم نرسیدن
تمامی مغازه داران و كاسبانی كه ورشكست شدند
تمامی مریضانی كه شفا پیدا نكردند
تمامی تلاشهایی كه به ثمر ننشست
همه و همه از فقدان امید بوده !!!!!!!

همیشه  به  فردای  بهتر  امیدوار  باش



[ سه شنبه 11 اسفند 1394 ] [ 12:05 ق.ظ ] [ Alipour ]

باز پنجشنبه دیگر رسید و جمعی چشم انتظار......


           خدایا همه رفتگان مارا مورد امورزش قرار بده


[ جمعه 7 اسفند 1394 ] [ 12:07 ق.ظ ] [ Alipour ]

دنیای بی کینه قشنگ است

ﺑﻪ ﮐﺴﻲ ﮐﻴﻨﻪ ﻧﮕﻴﺮﻳﺪ
ﺩﻝ ﺑﻲ ﮐﻴﻨﻪ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ
ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﻬﺮ ﺑﻮﺭﺯﻳﺪ
ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﻬﺮ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ
ﺩﺳﺖ ﻫﺮ ﺭﻫﮕﺬﺭﻱ ﺭﺍ ﺑﻔﺸﺎﺭﻳﺪ ﺑﻪ ﮔﺮﻣﻲ
ﺑﻮﺳﻪ ﻫﻢ ﺣﺲ ﻗﺸﻨﮕﻲ ﺍﺳﺖ
ﺑﻮﺳﻪ ﺑﺮ ﺩﺳﺖ ﭘﺪﺭ
ﺑﻮﺳﻪ ﺑﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﻣﺎﺩﺭ
ﻟﺤﻈﻪ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺑﻮﺳﻪ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ
ﺑﻔﺸﺎﺭﻳﺪ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﻋﺰﻳﺰﺍﻥ
ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ
ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﮔﺮﻣﻲ ﺁﻏﻮﺵ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ
ﻧﺰﻧﻴﺪ ﺳﻨﮓ ﺑﻪ ﮔﻨﺠﺸﮏ
ﭘﺮﮔﻨﺠﺸﮏ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ
ﭘﺮﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﺑﺒﻮﺳﻴﺪ
ﭘﺮ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ
ﻧﺴﺘﺮﻥ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺳﻴﺪ
ﻳﺎﺱ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ ﮐﻨﻴﺪ
ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻻﻟﻪ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ
ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﻣﺴﺖ ﺑﺨﻨﺪﻳﺪ
ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﻋﺸﻖ ﺑﻮﺭﺯﻳﺪ
ﺳﻴﻨﻪ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ
ﺑﺸﻨﺎﺳﻴﺪﺧﺪﺍ
ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﻳﺎﺩ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ
ﻫﺮﮐﺠﺎ ﻧﺎﻡ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ
ﺳﻘﻒ ﺁﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ


[ چهارشنبه 5 اسفند 1394 ] [ 07:09 ق.ظ ] [ Alipour ]

حضرت علی (ع)



[ جمعه 30 بهمن 1394 ] [ 12:50 ب.ظ ] [ Alipour ]

تلنگر

همه نشدنها را
از ذهنت دور کن......          بگذار این موجود ناب رها شود.....
از محدودیت هایی که خود به اشتباه ساخته ای


[ جمعه 30 بهمن 1394 ] [ 12:32 ب.ظ ] [ Alipour ]